تبليغاتX
پیامبری از رُمادی
 

ای عشق ِتو در وجودم

بر پای تو همه سجودم

ای آنکه نبودِ تو نبودم

از عشق برای تو سرودم

.

.

.

 

+ نوشته شده در  جمعه 15 شهریور1387ساعت 1:59  توسط .  | 

 

Hello darkness, my old friend

Ive come to talk with you again

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 11:22  توسط .  | 

 

کاخ  آرزوهایم فرو  ریخت .

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 23:39  توسط . 

 

در کرانه آسیایی یونان شهری پرنعمت و نیرومند به نام تروا بود که بر فراز تپه ای در بالای بستر رود اسکاماندار ساخته شده یود. پریام پادشاه تروا پنجاه پسر داشت که در میانشان هکتور از همه دلیرتر و پاریس از همه زیباتر بود.

منلاس پادشاه اسپارت، هلن خواهر کاستور و پولوکس را که زیباترین زنان بود به همسری برگزیده بود. پاریس به شهر اسپارت رفت و در آن شهر وی را نیکو داشتند اما در غیاب منلاس با هلن از آن شهر گریخت و خزانه آن پادشاه را با خود برد.

آگاممنون برادر منلاس که پادشاه میسن بود و از همه شاهان یونان بیشتر توانایی داشت عزم کرد برود هلن را بزور از تروا بیاورد ...

 ایلیاد - هومر

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 مرداد1387ساعت 23:32  توسط .  | 

 

اینجا بهشت است ، بهشتی زمین مکان.

+ نوشته شده در  جمعه 25 مرداد1387ساعت 17:48  توسط .  | 

 

هدیه مرموز : یه تئاتر ِفوق العاده! 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 23:38  توسط .  | 

 

دیشب تو خواب گریه کردم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 2:28  توسط .  | 

 

Somebody wants you
Somebody needs you
Somebody dreams about you every single night
Somebody can't breath without you, it's lonely
Somebody hopes that one day you will see
.

.

That Somebody is Me 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 مرداد1387ساعت 1:26  توسط .  | 

 

-          خدا گریه هم می کند؟

-          چرا نمی کند. وقتی می تواند بخندد، چرا گریه نکند.

-          کی گریه می کند؟

-          وقتی انسانها گریه می کنند. وقتی کودکی می میرد. وقتی انسانی غیر از خدا هیچ راه و پناهی ندارد. مادرم می گفت: " وقتی دختری به دنیا می آید هم خدا گریه می کند. می داند چه رنجی باید بکشد."

 

سهراب کشان – سید عطااله مهاجرانی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مرداد1387ساعت 21:39  توسط .  | 

 

روز برای عقل ، شب برای احساس

روز برای واقعیت ، شب برای رویا

روز برای تو ، شب برای من

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 مرداد1387ساعت 11:19  توسط .  | 

 

بله ، رسم روزگار چنین است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 مرداد1387ساعت 1:1  توسط .  | 

 

اول عاشق موهای لَختت شدم.

بعدش عاشق صدای دورگه ات شدم.

هامونُ که دیدم عاشق خودت شدم.

چند ساعت گذشته اما هنوز باور نکردم.

هامونُِِِ میذارم دوباره می بینم. هامون تورو، نه مهرجویی و نه هیچکس دیگه!

به اینجاش که می رسم حال خودمُ نمی فهمم:

اصلا آقا این منم که شاکی ام!

به من ظلم شده.

آقای رئیس این خانوم، این آقا ، فک و فامیلاشون دست به دست همدیگه دادن که منُ نابود کنن.

پاسبان گذاشته سر محل که منُ دستگیر کنه.

انگار من جنایت کردم.

حالا هم باید نفقه اشُ بدم ، هم خونه رو بدم، هم مهریه اشُ بدم، هم بچه امُ بدم، هم عمرمُ بدم، هم شرفمُ بدم!چرا؟

چرا؟

من نمی تونم طلاق بدم.

نمی تونم.

این زن سهم منه، حق منه، عشق منه!

من طلاق نمی دم...

هنوز باور نکردم.

اصلا نمی تونم باور کنم!

به اینجای هامونت که می رسم دیگه نمی تونم جلوی اشکهامُ بگیرم:

-          بچه ات حالش خوبه؟

-          آره

-          زندگیت روبراهه؟

-          نه

-          چرا؟

-          زنم ازم طلاق می خواد

-          اذیتش کردی؟

-          نه، ازم بدش می آد

-          تو چی؟

-          نه

-          آی آی آی ... قلبت شکسته ...

.

 

سینما اگه یه بدی داشته باشه همینه.

انقدر عاشق رویاها و رویاسازهات می شی که دیگه جداشدن ازشون برات غیرممکن می شه.

رویاها همیشه می مونن اما رویاسازها نه.

نمی تونی و نمی خوای که باور کنی اونها هم آدمن و روزی خواهند مرد...

هنوز هم باور نکردم .

هیچوقت هم باور نخواهم کرد.

به این ایمان دارم که

تا سینما هست، تو هستی.

و سینما همیشه هست،

و تو هم.

.

+ نوشته شده در  جمعه 28 تیر1387ساعت 23:25  توسط .  | 

 

قاب: بسته

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 10:31  توسط .  | 

 

یک عکاس ِ بالفطره!

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 تیر1387ساعت 21:47  توسط .  | 

 

کتابخونه صبا یکی از اون جاهاست که وقتی اونجام گذشتِ زمانُ احساس نمی کنم .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 13:21  توسط .  | 

 

برای رسیدن به رستگاری باید رنج کشید.

 

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 13:43  توسط .  | 

 

من آدم خوبی نیستم.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 14 تیر1387ساعت 13:52  توسط . 

 

خواب دیدم دارم پرواز می کنم ، اونقدر بالا رفتم که تو اوج آسمون گم شدم ...

.

.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 تیر1387ساعت 8:57  توسط .  | 

 

ایتالیا که حذف شده بود ، روسیه هم که دیشب حذف شد ، خدایا آلمان هم تو فینال ببازه که شگفتی های جام تکمیل بشه و مثل چهار سال قبل یه یونان دیگه بیاد قهرمان اروپا بشه! جل الخالق!

+ نوشته شده در  شنبه 8 تیر1387ساعت 10:47  توسط .  | 

 

 

من تنها

تو تنها

من شیدا

تو رها

*

من عاشق

تو فارغ

من طوفان

تو قایق

*

من مجنون

تو لیلی

من کمی

تو خیلی

*

من غمگین

تو دلشاد

من اسیر

تو آزاد

*

من شاعر

تو عاقل

من دریا

تو ساحل

*

من فردا

تو دیروز

من همیشه

تو هنوز؟

*

.

.

.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 16:48  توسط .  |